سلام مهمان عزیز ، اگر این پیغام را مشاهده میکنید به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکرده اید ! ثبت نام کنید و از تمام امکانات انجمن بهرمند شوید.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید وارد شوید
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
متن آلبوم محسن چاوشی به نام امیر بی گزند
#1
متن آهنگ محسن چاوشی به نام امیر بی گزند
 
عجب سروی عجب ماهی عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی عجب عقلی عجب عشقی عجب جانی
عجب لطف بهاری تو عجب میر شکاری تو
در آن غمزه چه داری تو به زیر لب چه می خوانی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص
تویی صور و منم راقص من اصفل تو معلایی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
♫♫♫
به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد
چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
مروح کن دل و جان را دل تنگ پریشان را
گلستان ساز زندان را بر این ارواح زندانی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون رو بگردانی



متن آهنگ محسن چاوشی به نام دل من
 
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من
خواجه و بنده دل من عهد و چو دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
♫♫♫
ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جور مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
وه که چه شاد می شود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من
تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
پاسخ }
سپاس شده توسط: mraliw


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان